شما نوقیف شده اید!
تاریخ اتمام توقیف شما :
دلیل توقیف شما:

شما نوآموز شده اید توسط

او با کمک شما مقداری منابع بدست آورد! در بازی جنگ های فضایی ثبت نام کنید تا بتوانید قسمت مهمی ار بازی باشید.

ثبت نام و بازی خود را شروع کنید

درصورتیکه شما کد جایزه دارید، آن را اینجا وارد کنید.
موافقم
انتخاب کيهان
Evolution
توصیه میشود کلاسیک
4989 16
Evolution
بسیار سریع
6729 31
رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟

لطفاً نام کاربری ، پست الکترونیکی و دنیای خود را با دقت وارد کنید.

رمز عبور خود را فراموش کرده اید؟

لطفاً رمز عبور جدید خود را با دقت وارد کنید

نژاد

سه نژاد کاملاً متفاوت در بازی وجود دارند ، ساختمان ها ، یگان ها و روش توسعه و پیشرفت کاملاً متفاوت :

  • کنفدراسیون
  • ترتیس ها
  • نوکس

بازی را به 3 روش کاملاً مختلف انجام دهید !

1 2 3 4 5
»بعدی سیاره شما
سیاره شما

گیتی بی پایان و پهناوری که شما مکان کوچک خود را در آن دارید ! شما بازی را با سیاره مخصوص خود که بر روی آن می توانید اقتصاد ، ساختمان و صنعت قدرتمندی را توسعه دهید ، شروع می کنید. سیاره شما به سه بخش اصلی که می توانید ساختمان های خود را در آن جای دهید تقسیم شده است : منطقه منابع ، صنعت ، نظامی

«قبلی نژاد
1 2 3 4 5
»بعدی ساخت ناوگان خود
ساخت ناوگان خود

یک کارخاانه سفینه سازی و یک آزمایشگاه فضایی بسازید . آخرین تکنولوژی ها را تحقیق کنید تا بتوانید آرمادا فضایی خود را داشته باشید !

  • کنفدراسیونی ها ناوگان های قوی و پرقدرتی دارند، آنها می توانند ستاره مرگ را بسازند ، که میتواند هر سیاره ای را نابود کند!
  • ترتیس ها نیز سفینه های خوبی دارند، به صورت هوشمندانه با آلومینیوم پوشش داده شده است، قادر به نابود کردن تعداد بسیاری از سفینه های نوکس و کنفدراسیون هستند. یگان خاص آنها را ببینید ، تیتان !
  • نوکس برای ناوگان های خود بر بیوتکنولوژی تکیه می کند، اکثر یگانهای آنها در حقیقت زنده هستند !
«قبلی سیاره شما
1 2 3 4 5
»بعدی فرمانروایی بر کهکشان ها
فرمانروایی بر کهکشان ها

شما تنها نیستید. یک اتحاد قدرتمند تشکیل دهید و با یکدیگر جنگ های خونین را با هزاران بازیکن دیگر از سرتاسردنیا فرمانروایی کنید. شما می توانید امپراطوری کهکشانی خود را با مستعمره گیری سیاره های دیگر و با جنگ با دشمنانتان توسعه دهید . هدف خود را پیدا و ناوگان فضایی خود را به سوی پیروزی ارسال کنید !

«قبلی ساخت ناوگان خود
1 2 3 4 5
»بعدی با یکدیگر بازی کنید ، یک سیاره تیمی تشکیل دهید
با یکدیگر بازی کنید ، یک سیاره تیمی تشکیل دهید

چه چیزی در مورد جنگ های فضایی منحصر بفرد است ؟ شروع یک اتحاد حداقل با 3 نفر برای هرکدام از نژاد های و شما خواهید توانست یک سیاره تیمی ایجاد کنید، که توسط همه تیم کنترل و توسعه پیدا خواهد کرد. حالا یک جنگ فضایی را با دو سیاره تیمی تصور کنید ، امکان ایجاد ناوگان های ترکیبی از همه یگان های 3 نژاد ! یک جنگ کهکشانی واقعی !

«قبلی فرمانروایی بر کهکشان ها
1 2 3 4 5
»ثبت نامرایگان بازی کنید
نمای سینمایی بازی نمایی از بازی

قسمت 1 : سرباز داوطلب

هوا گرم و غبارآلود بود . صدای دائمی دستگاه تهویه با صدای خرناس مردم در یک حال بزرگ آمیخته شده بود. تاریکی مطلق از طرفی طاقت فرسا بود و از طرف دیگر آرام کننده. حس عجیبی بود، مانند دستان نرم و ظریف معشوقه...دانیل آخرین افکار خود را تعقیب می کرد. دیگر بس است - باید جهان باید به حالت بهتر از گذشته بازگردد.

او با خاطری پریشان سعی در به یاد آوردن ان روز بود، اما نتوانست . روزها و شب ها همه مانند یک پر در هوایی طوفانی به باد رفته اند . با این وجود، او امیدوار بود به زودی این وضعیت تمام خواهد شد. تقریباً دیگر صبح شده بود و پچ پچ های اطراف حکایات از برنامه ای بزرگ برای امروز می کرد. زمانیکه این آقایان "چیزی بزرگ" در سر میپرورانند ، معمولاً مرگهای دردناک بسیاری را به همراه داشته است. دانیل امیدوار بود یکی از آن "قربانیان" باشد.

در سربازخانه با صدای آزاردهنده ای باز شد و در همان لحظه همه چراغها روشن شدند. چندین جفت از گام های سنگین بر زمین کوفته شد و یک صدای بم زمخت فریاد کشید: " بیدار شوید لاشخورها! روی پاهایتان بایستید! افسر در حال آمدن است! " این کلمات تنها در 5 ثانیه به زبان آورده شدند - که برای هر انسان خواب آلود در اتاق کافی بود تا به پا خیزد ، کفش های خود را بپوشند ، و راست در کنار تخت خواب خود خبردار بایستند، در همین زمان دو نفر با یونیفرم های ارتشی وارد سالن شدند. آن دو به هیچ وجه تشابهی با هم نداشتند. سرگروهبان باسی کوتاه و چهارشانه بود. او عاشق سپری کردن زمان خود در سالن بدنسازی بود و به همین خاطر دستان او زبر و زمخت مانند تنه درخت بود. شایعه ای در مورد او وجود داشت که زمانیکه مامور مخفی بود تنها با یک دست یک ربات را بلند و تا ده ها متر در آسمان پرتاب کرده بود. همه در مقر او را مادر پشتیبان می نامیدند، زیرا او همه اتفاقاتی که در مقر رخ داده بود را می دانست ولی زمانی را برای تنبیه مقصران هدر نداد.

مرد دیگر درست در نقطه تقابل باسی قرارداشت. قامت بلند او بیان کننده لاغری اوست، اما کسانی که او را در رینگ بوکس دیده بوده اند بهتر می دانستند. او در دوران جوانی کلاه افسری را پوشید. یکی از چشمان او آبی سردی بود که زیر کلاه پنهان بود، مدت ها لذت دیدن زندگی را نچشیده بود. او چشم دیگر خود را در یک جنگ با ماشین ها از دست داده بود. ، اما هیچ وقت انرا چشم ترسناک و زشت را پشت یک چشم بند پنهان نکرد. صورت فرمانده مورگان هیچ گاه هیچ احساساتی را نشان نمی دهد و این برای سربازان جدید بسیار سخت بود تا به اسم مستعار او عادت کنند - کندیمن (مرد آبنبات فروش). به دلیل تداعی معانی حروفی که او بر روی کلاه خود حک کرده بود - نوعی شوکولات که در قبل از انقلاب بزرگ ماشین ها و جنگ وجود داشت - این چیزیست که همه او را به آن صدا می زنند.

دانیل در افکارخود غوطه ور شد و درس هایی که در این مقر در گذشته آموخته بود را درست قبل از اینکه جنگ آغاز شود، بیاد آورد. در سال 2012 اولین ربات تغذیه شده توسط انرژی خورشیدی کاملاً اتوماتیک تست شد و یکنواخت به کار خود ادامه داد. همه دولتمردان G-20 بسیار خوشحال بودند و شروع به تولید انبوه این ربات کرده اند. آنها نمی دانستند که با این کار در حال امضای سند مرگ خود هستند. ربات ها شروع به شناخت دنیای اطراف کردند و و از زمانیکه آنها توانستند اطلاعات را از حافظه دیگران دانلود کنند ، این پروسه آموزش به هر ماشین جدید که از تاسیسات ساخت باقیمانده بود سرعت بخشید. در 2091 ، زمانیکه دانیل هفده ساله بود ، آخرین ارتقای کلی سیستم عامل این ربات ها ، کاملاً در مسیر اشتباهی انجام شد و این ماشین ها به خواست خود توسعه یافتند. آنها خود را "ترتیس ها" - جنگجویان آزادی - نامیدند و جنگ های خونینی را علیه انسان ها راه انداختند. جنگ ها تقریباً تمدن بشری را نابود کردند. فقط کمی کمتر از یک بیلیون انسان زنده ماندند و در مقرهای زیر زمینی مخفی که منحصراً به منظور حفظ بشریت ساخته بود ، پنهان شدند.

رشته افکار او توسط صدای سرد رئیس پاره شد.

"صبح بخیر ، خانم ها و آقایان. من به ده داوطلب برای مأموریتی که برای حداقل هشت نفر از آنها مرگ را به همراه خواهد داشت نیاز دارم . من به کسانی که مصمم یا زیاده خواه هستند نیاز دارم ، در صورتیکه شما یکی از آنهایی باشید که از این مأموریت جان سالم به در ببرید، پاداشی بسیار ارزشمند دریافت خواهید کرد. هر کسی که تمایل دارد ، لطفاً یک قدم به جلو بر دارد!"

دانیل همان هنگام یک قدم به جلو برداشت و به اطراف خود نگاهی انداخت. او 15 داوطلب دیگر را دید و دعا می کرد که در میان ده نفر انتخاب شود. "مادر" و "کندی من" به سمت یکی از داوطلب ها حرکت کردند و آهسته از او سوالی پرسیدند. بعد از صحبتی کوتاه ، فرمانده او را به خارج از سالن سربازخانه ارسال کرد. سپس به سمت نفر بعدی رفتند. دانیل آخرین نفر در ردیف بود و نامیدانه در حال مشاهده چگونگی پر شدن سریع لیست توسط فرمانده و سرگروهبان بود. بعد از انتخاب نهمین نفر سه نفر دیگر هنوز در صف قبل از او قرار داشتند. در حالیکه دانیل نزدیک بود فریاد بکشد که حاضر هست هر کاری بکند تا در تیم باشد ، "مادر" چیزی به مورگان گفت و دانیل را نشان داد.

فرمانده چشمان خود را بالا برد و مستقیم در چشمان پیر نگاه انداخت. تنها چشم او هنوز مانند کریستالی بود و حتی یک خم به صورت او نیافتده بود. او برای لحظه ای به همین صورت ایستاد ... و سپس مستقیم رو به سمت دانیل کرد.

"پسر، سرگروهبان باسی از واقع گرا و خوب بودن تو به من گفته است, این درست است", دریافت هر نکته متفاوتی ، هر احساسی در این کلمات غیر ممکن بود.

"رئیس،بله قربان!"

"بسیار خوب. من به باسی اعتماد دارم ، و به تو نیز اعتماد میکنم ... پس به این ترتیب ، می خواهم سؤالی از تو بپرسم. دوست داری که بمیری، پسر؟ "

"قربان، بیشتر از هر چیز، لطفاً من را در این مأموریت همراه خود ببرید ، رئیس! هر کار خواهم کرد تا جان دیگر تکاوران را حتی به قیمت جان خودم حفظ کنم !"

"هممم...متاسفانه، این امکان ندارد، من شما را برای این مأموریت برخواهم گزید ، اما اگر به من قول دهید که ..." صدای مورگان بسیار آرم شد و به حالت نجوا گفت "تو زنده خواهی ماند و مأموریت را کامل خواهی کرد. دیگر سربازان تنها برای ان انتخاب شده اند که زنده ماندن تو را مطمئن سازند."

هر کلمه مانند سوزنی بود که بر قلب دانیال فرو می شد. او با صدای بلند نفسی کشید ،اکنون بسیار پشیمان بود که برای این مأموریت درخواست داده بود. او می دانست اگر شکست بخورد چه اتفاقی خواهد افتاد.

"با این وجود," فرمانده ادامه داد" اگر با موفقیت بازگردی، اطمینان می دهیم ، که او را شبیه سازی خواهیم کرد و خاطرات گذشته او را بازسازی خواهیم کرد. سپس هر دو شما را به مکانی که از حملات ترتیس ها در امان است خواهیم فرستاد." حالا صدای او تقریباً گرم و دوستانه بود. آنجا ، شما با یکدیگر زندگی خواهید کرد و ، کسی چه می داند ، شاید دایی سام و رئیس جمهور به شما اجازه دهند تا فرزند داشته باشید...چه می گویی، آیا در این مأموریت با هم کار خواهیم کرد؟"

سر دانیل گیج رفت. فکر میکرد صحبت های فرمانده را درست نشنیده است و برای چند ثانیه به فرمانده خیره شد. فرمانده به او امیدی که حتی در بهترین رویاها و افکار خود هم تصور آن را نمی کرد را داده بود. "قربان، آیا شما می گویید که مواد ژنتیکی او را دارید؟"

"بله پسرم، ما هنوز بدن او را داریم ...و هنوز تکنولوژی شبیه سازی او را دارا هستیم. تو این موضوع با هم هستیم؟"

"رئیس, بله قربان! فقط به من امر کنید برای برگرداندن او چه باید کنم!"

"بسیار خوب! حالا، به بیرون پیش دیگر داوطلبان برو. همه شما را همزمان توجیه خواهم کرد، اما تو یک کیف با دستورات جداگانه خود در آن دریافت خواهی کرد. بعد از آنکه مقر را ترک می کنی ، مطمئن شو که کسی تو را نمی بیند و آن را بخوان. بعد از خواندن آنرا فوراً بسوزان. واضح است؟"

"رئیس،بله قربان!"

"Ok! برو بیرون و منتظر من باش."

دانیال تی شرت خود را بر تن کرد و از ساختمان بیرون رفت. باسی و مورگان به او خیره شدند.

"رئیس، اگر یکی از آنها با دیگران صحبت کند چه اتفاقی خواهد افتاد،" باسی با صدای آهسته پرسید.

"آنها نخواهند ، سرگروهبان . به همین خاطر من آنها را انتخاب کردم ؛ همه آنها یک چیز مشابهی را مشتاقانه می خواهند، که حتی حاضرند برای بدست آوردن آن یکدیگر را بکشند. بله، آنها صحبت نخواهند کرد. حالا، اجازه بده جوجه های خود را قبل از فرستادن آنها برای مردن به خاطر ما توجیه کنیم."

ادامه دارد ...

با موفقیت انجام شد


با موفقیت آدرس پست الکترونیکی خود را تائید نمودید!

برنده شدن دیپلم!

در میان 3 بازیکن برتر قرار بگیرید و یک دیپلم منحصربفرد دریافت نمایید، مهارت های خود را به اثبات برسانده و به دوستان خود نشان دهید.

فرصت قرارگرفتن در یک اتحاد قدرتمند را از دست ندهید، به روش حود تا پیروزی نبرد کنید.

به تاریخ بپیوندید و نام خود را در تالار افتخارت برای همیشه ثبت کنید!

کنفدراسیون

کنفدراسیون از نسل انسان ها باقی مانده است. انسان بصورت زیادی زیاد می شدند، حداقل تا زمان که بزرگ ترین اختراعشان: ترتیس، ربات های کارگر قدرتمند و هوشمند. وقتی در حال افزایش کارایی آنها بودند، اشتباه قدیمی کتاب ها را مرتکب شدند – به آنها زندگی بخشیدند. وقتی آنها اخرین مرحله ارتقا رو پشت سر گذاشتند، آنها یکی از مهم ترین قابلیت های انسانی را بدست آوردند – شادی در زندگی شخصی. زمان اندکی لازم بود تا آنها پی ببرند تا از آنها به عنوان برده استفاده می شود و این اصلا سخت نیست تا علیه انسان ها شورش کنند.

ترتیس ها در چند روز هماهنگ شدند و بعد از زمان کوتاه و ویرانگر، مشخص بود که ربات ها برنده خواهند شد. این زمانی بود که کنفدراسیون پایه ریزی شد، هدف آن پایدار کردن و حفاظت از نسل بشر بود. انها تقریبا در این راه شکست خوردند اما با کمی خوش شانسی انها توانستند انسان ها رو نجات دهند.

سالها از آن زمان گذشت و اکنون کنفدراسیون به مراتب قدرتمند تر است اما هنوز با قدرت اولیه فاصله زیادی دارند.


ویژگی ها:
کنفدراسیونی ها غارتگران ماهری هستندف آنها می توانند تا 66.6% منابع سیارات رو غارت کنند (50% برای بقیه نژاد ها). فضاپیماهای انها قوی و سریع است اما فضای زیادی می گیرند.

اتحاد ترتیس

ترتیس ها بوسیله انسان ساخته شدند تا به عنوان کارگر به آنها خدمت کنند. اما انها خوشبخت بودند که انسان ها آنها را هوشمند ساختند و آنها ظرف چند هفته علیه انسان ها شورش کردند. از آن زمان تا کنون آنها راه توسعه خود را پیروی می کنند. هوشی که انسان ها به انها داده بودند به اندازه کافی بود تا خود را ارتقا دهند برای همین انها به نوعی تغییر داوطلبانه را اغاز کردند.

در طی سالهای بعد از شورش آنها خود را آنقدر ارتقا دادند تا بگونه جدا تبدیل شوند. اکنون آنها در کارخانه ها ساخته نمی شوند بلکه بوسیله ربات های کوچک داخل خود آنها تولید می شوند. ترتیس ها جامعه بسیار پیچیده ای ساختند که بسیار پیچیده تر از نمونه انسانی آن است چون در جامعه آنها حتی ساختمان و اتوموبیل ها و .. هم جزیی از جامعه هستند.


ترتیس ترتیس ها جالوت و قدرت ما فوق تصور ان را در اختیار دارند و جالوت قدرت حمله فضاپیماهای دوست را افزایش می دهد (به جز بقیه جالوت). ترتیس ها ، ربات سپر را نیز در اختیار دارند که باعث جلوگیری از صدمه دیدن فضاپیماها می شود. به خاطر این دو موضوع ترتیس ها بهترین سیاه تیمی هستند.

نوکسی ها

نوکسیس ها گونه اسرار آمیزی هستند و تقریبا هیچ گونه اطلاعاتی در مورد گذشته آنها وجود ندارد به جز اینکه آنها وقتی پیدا شدند که ستاره بزرگی به نام VY Canis Majoris منفجر شد. این مشخص نیست انفجار انها را ازاد کرده یا به نوعی باعث انتقال شده است.

بسیاری از دانشمندان اعتقاد دارند انها از دیگر ابعاد دنیا آمده اند اما این قضیه غیرقابل اثبات است چون همه نوکسیس ها می گویند هیچ چیزی قبل از انفجار به یاد نمی آورند. این قضیه نه می تواند اثبات شوند و نه نقض شود چون همه انها به دستوراتی پیروی می کنند برای همین ممکن است همه آنها به دلایلی دروغ بگویند.

آنها به نوعی مهندسی بین مهندسی ژن و معمولی دست پیدا کردند. فضاپیماهای آنها دارای یک پوشش غیرزنده است که قسمت زنده داخل ان را که رشد می کند را محافظت می کند. چون فضاپیماهای انها موجودات زنده هستند، انها به نوعی رابطه عاطفی با آنها دارند مثل انسان ها و سگ و خانگی. با این تفاوت که زندگی نوکسیس ها به فضاپیمایی که در آن زندگی می کنند، بستگی دارد. بنابراین رابطه انها اثر قوی تر و اعتماد مهم ترین چیز است. اما این برای انسان ها مورد عادی نیست که به خاطر اینکه سگ خانگی آنها به حرفشان گوش نمی کند، بمیرند.

ویژگی ها: فضاپیماهای آنها بسیار اهسته تر هستند وزمان زیادتر طول می کشد تا تغییر کنند اما ویژگی قدرتمند آنها این است که تعداد زیادی از انها وجود دارد چون فضای کوچکی برای نگه داری می گیرند.

بازی آنلاین فضایی

جنگ های فضایی یک بازی رایگان استراتژیک فضایی تحت مرورگر است. شما نیاز به دانلود هیچ چیزی ندارید! می توانید استارکرافت را روی مرورگر خود تصور کنید؟ این دقیقاً همانچیزی است که جنگ های فضایی می باشد!

  • ثبت نام
  • تالار افتخارات
  • انجمن
  • راهنما
ورود
رمز عبور فراموش شده ؟
همین حالا بازی کنید
ثبت نام رایگان بازی کنید
  • کنفدراسیون
  • اتحاد ترتیس
  • نوکسی ها
  • تور بازی
  • مدیا
  • داستان بازی
شرایط و ضوابط | قوانین بازی | انجمن | راهنما
ما برای بهترین نمایش پیشنهاد میکنیم استفاده از Firefox.
Copyright © 2012 XS Software. All rights reserved.